توی این مدت ده یازده روز (20 ام تا 31 ام فروردین) خوب دو سه تا قضیه بخیر گذشت و من کلی خوشحالم الان، اول اینکه امتحان زبان رو قبول شدیم و مدرک زبان برای امتحان جامع جور شد و من دیگه از استرس و نگرانی دراومدم لبخند امروز رفتم مدرک رو  گرفتم و الان خوب الان چاره‌ای ندارم جز اینکه خوشحال باشم...حالا نمیشه به همین قانع بود و باید این راه رو ادامه داد، امیدوارم که پس از دوره دکتری من بیشتر خوشحال باشم که مثل بلبل دارم انگلیسی حرف میزنمنیشخند... مورد بعدی اینکه سمینارها و ارائه‌های من برای ترم جاری دیگه تموم شده و من آخیش راحت شدم و دیگه می‌تونم با خیال راحت به کارای دیگه برسملبخند حالا مورد سوم رو بذارین توی پست بعدی بنویسم حداقل به پستهام اضافه شده باشه لبخند

*پی نوشت: الان ساعت 5:38 عصر هست و من هنوز ناهار نخوردم بخاطر سوال حالا توی پست بعدی میگم...عدس پلو درست کردم در حال آماده شدن هست، کاش میشد غذای دانشگاه رو خورد، کل دوره دانشجویی من یه پام آشپزخونه خوابگاه بود یه پام خرید برای تهیه غذانیشخند