قبل از اینکه در مورد گذشتَم بگم میخوام یه کم در مورد امسال بگم، با اینکه یک ماه و نیم برای کنکور دکتری بیشتر نخونده بودم، اردیبهشت ماه دیدم اوه برای انتخاب رشته شبانه مجاز هستم، اولش زیاد باورم نمیشد که رتبم انقد بدشده باشه(خیلی بد نشده بودا یه کم با روزانه فرق داشت) اما دیدم ظرفیتها نسبت به سال 92 خیلی تغییر کرده با اینکه رشته من از اون رشته هاست که تعداد پذیرشش کمه، امسال دیگه کم پارسال رو کمتر کردند، دیگه هیچی. بچه پولدارم که نیستیم شبانه رو برم هرچند که دیدم آخرش تهران و ... رو که دانشگاههای خیلی عالی هستند دعوت به مصاحبه شدم اما نرفتم !خوب کیه که اینهمه پول بی زبونه و حیف و میل کنه که بره شبانه بخونه اونم با آینده کاری نامعلوم...

اما خدا رو شکر که پذیرش بدون آزمون رو دارم حالا یه امیدی به این استعداد به اصطلاح درخشان هستلبخند.

خیلی دلم میخواست میتونستم این دوره دکتری رو خارج از کشور بخونم، آخه میدونم که چه آینده خوبی عایدم میشه، اینجا برای رشته من استاد خوب کم پیدا میشه و همه اساتید توی گرایشهای دیگه الکی دارن ادعا میکنن ما هم میتونیم توی گرایش شما نظر بدیم دیگه فک کنید چه شود... اما من برای اپلای دو تا مشکل دارم اولین مشکل رو که فک کنم اکثر ماها داریم اینه که مدرک زبان ندارم(نداریم)، من زبانم بد نیست میگم بدنیست یعنی متوسط رو به پایینه نه اینکه بخوام شکسته نفسی کنم بگم بد نیست.

گرفتن مدرک زبان انگیزه میخواد اگه آدم بدونه واقعاً میتونه بره خارج از کشور، میره مدرک زبان معتبر رو میگیره، اما من یه مشکل دیگه ای دارم که این انگیزه هه برام ایجاد نشد. اگه میدونستم که حتماً میتونم اپلای کنم، صددرصد حتی اگه زیر سنگَم بود امسال یا پارسال مدرک زبانو رو میگرفتم چون اگه بخوام کاری رو انجام بدم(نه از روی لجبازی ها بلکه کاری که هممون تحسینش میکنیم) هیچی جلودارم نیست و یه پشتکار عالی دارم(حالا تعریف از خود نباشه) اما مشکل دومم اینه که ما از این خانواده ها نیستیم که دختر قبل از ازدواج پاشه بره خارج از کشور، شاید برای خیلی ها تعجب آور باشه آخه چرا؟ اما من اصلاً جرأت نمیکنم همچین کاری بکنم، اولش که خیلی میترسم مگه آدم میتونه تنهایی بره اونور آب؟ من فک میکنم همه دخترایی که رفتن اونور آب حتما قبلاً تجربه رفتن به خارج رو داشتن، یا اینکه قبل از ازدواج به امید کسی دارن میرن، خیلی از دوستام که مثل من انقد وقفه بین دوران لیسانس و فوقشون نبود(که حالا بعداً مگم که چرا برای من انقد بود) و همون موقع که فوق رو گرفتن با یکی بالاخره توی دانشگاه بودن و به امید هم رفتن، حالا کاری ندارم که بعداً به همدیگه رسیدن یا نه، یا خیلیاشون قبل رفتن به هم رسیدن و بعد ازدواج رفتن، خیلی هام که بنظرم خیلی خوش شانس بودن توی دوران لیسانس با همسر زندگیشون آشنا شدن و وقتی حضرت آقا داشت برای دکتری اپلای میکرد با هم مزدوجیدن و دو تایی رفتن و دختر خانم بدون اینکه اوه سختی های اپلای تک نفره رو بکشه بعداً رفت اونور توی دانشگاه همسر گرام، فاند گرفت و الان داره از رساله دکتری دفاع میکنه، این یکی بنظرم خیلی عالیه.