من دیگه موندم که چه جوری برنامه ریزی کنم....الان کم کم انگار بچه ها میخوان هفته دیگه رو یه جورایی تعطیل اعلام کنند و برن خونه هاشون....اما من با این همه کار عقب مونده تصمیمی ندارم که این راه 13 یا 14 ساعته رو برم، بعد دو روز در حالت استراحت باشم و تا نفهمیدم دنیا دسته کیه بخوام برگردم، میخوام به این همه کار عقب مونده سروسامونی بدم.

اول از همه اینکه دانشگاه گفته باید مدرک کارشناسی رو بیاری وگرنه ثبت نام دکتری مشروطه (یعنی همون وگرنه باید غزل خداحافظی رو بخونی)، هر چی میگم بابا مدرک کارشناسی لای پرونده دانشگاه ارشد هست و اونا به من نمیدن که بیارم، خودتون مکاتبه کنید! میگن نه ما نمیدونیم اون دیگه مشکل شماست!!!ناراحت دانشگاه ارشد هم میگه نه خانوم مدرک کارشناسی رو نمیدیم باید تأییدیه ببرید من نمیدونم چی بگم والا...بهشون میگم آقا چطور دانشگاه کارشناسی مدرک رو دادن که بیارم به شما بدم، خوب شما هم بدید ببرم دانشگاه دکتری بدم چی میشه مگه...بهرحال باید این هفته تکلیف این قضیه رو با مکاتبات اداری حل کنم.لبخند

مورد بعدی دو تا طرح داشتیم با استاد راهنمای گرامی یکی طرح داخل دانشگاهی و اون یکی هم با سازمان آب منطقه ای...الان گزارش کار نهایی رو هم تحویل دادیم برای هر دو تا طرح(بگم کل زحمات بر دوش بنده بوده بدون دریغی کمک از اساتید محترم) خوب باید تکلیف پوله رو (دریافت حق الزحمه) معلوم کنم.لبخند

با خودم قرار گذاشته بودم که مقاله آی اس آی پایان نامه ارشد رو تکلیفشو معلوم کنم... اما هنوز دریغ از قدمی...ناراحت

یه کتاب در حال ترجمه داریم من فقط دو فصل رو ترجمه کردم انصافاً کتاب خوبیه جاش هم توی رشته ما خالیه...اما دریغ از قدمی دیگر برای شروع فصلهای بعدی...لبخند

دو تا مقاله علمی پژوهشی داخلی داریم که شونصد ماهه در حال داوریه اولیه هست که اونم باز پیگیری می خواد....

کار استاد راهنمای گرام دوران ارشد و من و محقق آلمانی هم نمیدونم باید چیکارش کنم خیلی پیچ در پیچ شده و من هم خودم رو باید برای conversationهای انگلیسی آماده کنم که خودتون بهتر میدونید نگم بهتره....گریه

استارت دو تا کار تحقیقاتی رو با یکی از استاتید ماه دوره دکتری زدم که هیچ کاری براش نکردم فقط استارتلبخند باید پروپوزال ها رو حتماً هفته آینده برای تصویب دانشگاهی و سازمان اون یکی آب منطقه ای آماده کنم....

اون دانشجویی که من مشاورش بودم هم که مقالش مونده و قول صددرصد دادم که هفته آینده ادیت رو تموم کنیم و بریم سراغ سابمیت....

یه طرح تحقیقاتی دارم که شش ماه پیش پروپوزالش تصویب شد بگید به اندازه اپسیلن کار انجام داده باشم نهگریه...چیکارش کنم یعنی با خودم میگم هفته آینده شروع کنم دیگه...لبخند

یه مقاله دارم کار میکنم که نصفه نیمه مدل رو ران کردم و گذاشتمش به امان خدا چند ماهه...خوب باید از بلاتکلیفی دربیاد دیگه....

تازه یکی از دوستان یه دستگاهی ساخته منم بهشون قول دادم برای تغییر کیفیت آب بهش کمک میکنم و روی من حساب کنه...خوب باید برای تغییر کیفیت آب فکری بکنم شونصدتا مقاله بخونم و اوه....

درسای ترم از اول مهرماه ....دریغ از یه نیم نگاهی به خودم قول دادم تکلیفشونو هفته آینده مشخص کنم...

زبان هم که شده همراه هر روزه من...

با این اوصاف من برم خونه بگم برای چی اومدم که همش توی اتاق خواب باشم...گریه

نه میمونم و ببینم تا چقد موفقم که اوضاع رو یه کم سروسامون بدم...خنده

برام دعا کنید یکمی اوضاع سروسامون پیدا کنه...