از دوران بچگی همه به من میگفتن تو چقد دندونای مرتب و منظمی داری...منم اعتماد بنفس داشتم در حد تیم ملی و اصلا دندون درد نمیدونم پر کردن دندون و جرم و اینها به سراغم نیومده بود...خدایی هم بقول مامان هر شب داشتم دو ساعت مسواک میزدم...اما فک کنم کم کم داره میاد سراغم...پارسال برای اولین بار بی دلیل یکی از دندونای آسیابم گوشش شکست ... منم خیلی شوک شدم دندون سالم و سفید چرا باید این اتفاق براش بیفته...دکتره هم گفت باید زیاد آب بنوشی دهانت اسیدی شده و این اتفاق افتاده!!!!خیلی اعصاب خودم خورد شد....این روزها باید برای کشیدن دندون عقلم برم دکتر...شنبه میرم...فک کنم باید جراحی بشه...

قدر جوونی و داشته هامونو نمیدونیم...من فک میکردم هر درد و بیماری سراغم بیاد مشکلات دندون پزشکی و چشم پزشکی ندارم...یه بار توی شرکت مهندسی بودیم   اونطرف خیابون یه ساختمان پزشکان بود توی اون هم تابلو یه تابلوی مطب جدید اضافه شد من داشتم از طبقه خودمون برای دوستان میخوندم که اه یه دکتر اضافه شده با فلان تخصص همه تعجب کردن اوه ه ه ه لیلا توی اونور خیابون اونم تابلو رو میتونی بخونی با این فاصله...حالا یه مدتی هست که عینکی شدم اما در حد آستیگمات نمره بیست و پنج صدم...خدا آخر و عاقبتمونو ختم بخیر کنه.َلبخند