استاد ... رساله...

من نمیدونم این چه صیغه ای که اساتید هر دانشکده دارن با دانشجوهای قدیمی خودشون، دانشجویانی که سالهای قبل دانشجوی خودشون بودن دارن با سرعت نور مقاله و طرح کار میکنند و دانشجویی که تازه وارد هست رو کاملاً بیخیال میشن، مگر اینکه دانشجو خودش بخواد و هی بره دست نیاز به طرفشون دراز کنه، ای بابا...از این روند دانشکده خودمون خسته شدم، آخه بقیه هم کلی زحمت کشیدن، کلی تلاش کردن همینطوری که الکی الکی نیومدن که...این روش اساتید دانشکده داره منو نگران میکنه...اون از یکی از اساتیدی که فک میکردم خیلی آدم معتقدی هست و همیشه سر کلاس و هر موقع اون اوایل میرفتم اتاقش داشت درس اخلاق میداد...که ایده منو برد داد به یه دانشجوی دکتری یه دانشگاه دیگه برای رسالش و من هنوز تو کفِش موندم که باید چه برخوردی باهاش داشته باشم آخه نه راه پس دارم نه راه پیش مثلاً تصمیم داشتم به عنوان استاد راهنما انتخابش کنم ...تازه این روزها کاشف به عمل اومدم که روز مصاحبه من یه ایده برای رساله خودم داده بودم که روی یه سری توابع خاص با تئوری حداکثر آنتروپی کار کنم...آخه یکی از اساتید توی جلسه با این توابع مدنظر من قبلاً کار کرده بود...حالا کاشف به عمل اومدن من چی بود؟ سوالاینکه بله استاد گرامی همین موضوع رو دقیقاً همین موضوع رو داده به یه دانشجوی سال بالایی برای رساله دکتری... و من بیخبر... و خانوم داشتن از مهر تا حالا پروپوزال رو مینوشتن و من که اصلاً ایشون رو ندیده بودم و الان برگه چسبوندن بُرد دانشکده که فلان روز دفاع از پروپوزال هست و من وقتی موضوع و اسم استاد رو دیدم همونجا خشکم زد...ای بابا...حالا خوبه دانشگاه ما جزو دانشگاههای رده اول کشور هست و حرفی برای گفتن داره توی رشته ما...اگه این مدلی نبود خوب میگفتم اساتید ما حرفی ندارن و اینطوری میشه...خودمم موندم...

از کلاس 5 نفره ما دو نفر خانوم هستیم، این دوستم که حالا از مهر با هم دوست شدیم ایشون از کارشناسی همین دانشگاه تشریف دارن...دیگه فک کنید روابط با اساتید رو... انگار من بچه پرورشگاهی باشم و مادر و پدر خوانده هم اصلاً دلشون نخواسته باشه که این بچه به اعضای خانواده اضافه بشه...الان یکی از دوستان که سال سوم دکتری هستن دیشب داشتن توی آشپزخونه خوابگاه به من میگفتن لیلا، دکتر فلانی (همون دکتر که ایده من رو به باد فنا دادن) داشتن میگفتن که برای خانوم فلانی(همین همکلاسی گرام) موضوع رساله مشخص هست، با یکی از دانشگاههای عالی استرالیا هماهنگ کردم برای رفتن فرصت مطالعاتی و من از گرنت خودم ده میلیون به ایشون کمک میکنم که تشریف ببرن استرالیا....

من این رفتار اساتید خودمون رو میسپارم به خدا...چون دست خودم که بجایی بند نیست اما خیلی بده که آدم توی روی دیگران یه برخورد دیگه داشته باشه ولی پشت سرش و یا توی دل خودش یه چیز دیگه برای طرف بخواد، آخه وقتی میری با اساتید برخورد میکنی انقد خوب برخورد میکنن که فک میکنی اینا الان بهترین انسانهای روی زمین هستن...بنظرم نباید فرق باشه بین دانشجوی قدیمی و دانشجوی تازه وارد...ایده دزدی در روز روشن هم ....

این روزها اصلاً حال و هوای خوبی ندارم هر چند خودم رو با انواع کلاسهای فوق برنامه سرگرم کردم....

برام دعا کنید که حداقل حالم خوب شه و روحی ام رو دوباره بدست بیارم و بتونم همون لیلای قدیمی و با پشتکار بشم...یک طومار کار علمی عقب مونده دارم که هیچ انگیزه ای برای انجام دادنشون ندارم و شاید نزدیک به دو ماه هست که کار علمی من متوقف شده...

/ 3 نظر / 20 بازدید
علیرضا

سلام من اومدم. به به چقدر ماشاا... پست جدید همون اولا گفته بودم که مواظب اون شهر باشید و دانشگاهش, قضیه قضیه ی همون عقرب و نیشش هست اونجا...البته هنوز اول کاره و تازه دارین تفاوت ها رو حس میکنید...به نظرم بهترین کاری که میتونید بکنید اینه که یکی از اساتید دوره ی ارشد رو مشاور یا استاد دوم یا اگه شد استاد اول بگیرید و با اوشون کار کنید تا حداقل از دور به عقب نیفتید متاسفانه به جایی رسیدیم که نمیتونیم حتی اعتراض علنی بکنیم به کار. تا شما بیایید و بخوایید علاوه بر اینکه خودتون رو به استاد اثبات کنید و استاد هم مساوی با شما برخورد کنه کار از کار متاسفانه گذشته, من جای شما باشم حتما دانشگاه قبلی خودمو لینک میکنم تا فعلا از غافله عقب نمونم تا ببنیم چی میشه,شاید معجزه ای شد و بعضی ها سر عقل اومدن و تبعیض رو گذاشتن کنار, شما هم یاد میگیرین که ایده هاتون رو با آرامش خیال و جزییات تمام در اختیار همگان قرار ندهید و ببخشید که اینطور میگم ها ولی بنزین موتور بقیه نمیشید که شما بسوزید و بقیه حرکت کنند... به هر حال براتون آرزوی موفقیت دارم, ان شاا... که موفق باشید اگه احیانا هم تصمیم دیگه ای گرفتین به فکر حرف دهن مردم نباشید

moosio

سلام دانشگاه شما صنعتی!!صفهان یا خواجه نصیر نیست؟

پریسا

وضع من هم دقیقا همینجوریه. چه میشه کرد. من دوره کارشناسی تهران نبودم برای تکمیلی باید تهران پذیرش میشدم.