امشب ... امروز

این آخر هفته کلی کار دارم، کلی کار عقب مونده ... به یکی از اساتید قول یه طرح تحقیقاتی دانشگاهی رو دادم و یه طرح با وزارت نیرو گفتم عنواناشونو برای شنبه بعدی میارم  اما هنوز در موردشون درست حسابی فک نکردم....یه کتاب در حال ترجمه نصف و نیمه دارم، یکی از دانشجوها که مشاور پایان نامش بودم مقالش مونده که بخونم تازه یه جاهاشو باید درست کنیم اینجوری نمیشه کلی ویرایش میخواد... یه طرح تحقیقاتی با دانشگاه قبلیم دارم که هنوز استارتشو نزدم...درسای ترمم هست... این زبان هم که دردسر شده... درگیری ذهنی طرحمون با محقق خارجیه و استادراهنمای ارشد هم که خیلی ذهنمو مشغول کرده...

تنهایی ... دلتنگی بی دلیل یا با دلیل نمیدونم....

چرا من امشب خوابم نمیاد الان ساعت 1:55 دقیقه ست امشب نیست دیگه دو ساعتی میشه که فردا شده اما من خوابم نمیاد....

خدا فردا رو بخیر بگذرونه نمیدونم ساعت چند باید بیدار شم که به این کارا سرو سامونی بدم...حاضرم جون بدم اما صبح زود پا نشم...مگه بعد نماز صبح میشه خوابید یه یک ساعتی باید توی رختخواب بیدار باش هی با گوشی ور بری هی اندر تفکرات باشی تا تازه بتونی بعد نماز یه کم بخوابی ... کی بخوای بیدار شی دیگه نیمدونم...

دعا کنید  اوضام انگار خیلی داره وخیم میشه...

/ 5 نظر / 7 بازدید
ح

کدوم آخر هفته کلی کار نداشتیم؟!! من که یادم نمیاد یه آخر هفته بی دغدغه رو

محمد

خدا قوت.. توکل تون به خدا باشه.. این همه کار سرتون ریخته ..بعد به تنهایی ودلتنگی فکر می کنید... شاد باشید

لیلا

:) منم دوس ندارم صبح زود بیدار شم! شاید چون تازه اون موقع خوابمون عمیــــــــق شده! اما در کل خواب صبح میچسبه[نیشخند]