از هر دری سخنی

این روزها که ننوشتم واقعا بدجوری خسته بودم دوازدهم ماه رمضون بعد از مدتها اومدم خونه، یعنی از 20 فروردین که رفته بودم محل تحصیل نشد که بیام خونه ناراحت این روزها که اومدم انگار هنوز خستگی توی بدنم هست، من موندم ملت چه جوری هر هفته میرن خونه میان محل تحصیل ... من یه هم اتاقی دارم تفاوت راه ما فقط در حد دو یا سه ساعت باید باشه، یعنی من دو یا سه ساعت بیشتر توی راه هستم، من بعد عید بخاطر مسافت زیاد جرأت نکردم یه بار بیام خونه و به خانواده سربزنم ...حالا این خانوم هر هفته بی برو برگرد میره خونه میاد محل تحصیل و بهانه اش اینکه من متأهل هستم .... من اگه جای اون بودم فک نمیکنم زنده میموندم یا من شاید زیادی نازک نارنجی هستمسوال ....اما هر چی بود نمیدونم خسته امتحانات بودم یا خسته راه ... که این چند روز به استراحت مطلق گذشت ... هر چند که ماه رمضون هست و نشد دلی از عزا درآورد و دست پخت مامان رو تمام مدت امتحان کرد ... اما افطاری و سحری خوب جای خود داره و خونه و درکنار خانواده بودن یه چیزه دیگه هست ... من ده روز اول ماه رمضون رو خوابگاه مونده بودم اما تنهایی توی اتاق صفایی نداشت ... هر چند که برای خلوت کردن با خدا خوابگاه خیلی بهتر از خونه هست .......

این چند روز که اومدم بعد از دوسال رفتم سراغ چرخ خیاطی خودم ... رفتم دو تا پارچه خریدم و  اومدم طراحی کردم و یه پیراهن و یه کت دامن واسه خودم دوختم ... کارهای برش و دوخت دوز اولیه اش تموم شده و الان محل جادکمه ای رو مشخص کردم و قراره مامان ببره بده خیاطی بیرون که دوخت داخل رو زیک زاگ بزنن و جادکمه ای رو هم با چرخ صنعتی اوکی کنن ... آخه چرخ خیاطی که من دارم باهاش کار میکنم، واسه جهزیه مامان هست و قدیمی و نمیشه راحت تمام کارهای دوخت و دوز رو انجام داد ...دلم میخواست یه چرخ صنعتی خوب داشتم و همه کارها رو خودم انجام میدادم ....بهر حال تنوع خیلی خوبی شده بود واسملبخند ...از کار علمی صرف اومده بودم بیرون ...

امشب یه کاغذ و خودکار آوردم کنار خودم گذاشتم مثلا دارم برنامه میچینم واسه تابستون خودم و برای کلی کار علمی تلنبار شده ... به کجا میتونم برسونم نمیدونم ...حالا میام واستون میگم قراره چیکار کنم ...چشمک

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
صبا

به به خانم دکتر هنرمند[قلب][گل] من یکی از اهداف یا شاید آرزوهای زندگیم یادگیری خیاطی به صورت حرفه ای هست[عینک] شاگرد خصوصی قبول میکنید؟

میلاد

سلام .. خب اون هم اتاقیتون حق دارن خب متاهلن. در ضمن هنر مث یه دوپینگ برای روحه سعی کنید به هنر و ادبیات بیتشر توجه کنید.