امروز و امشب...

الان ساعت 1:30 بامداد هست و من انگار برام هفت صبحه، اصلا انگار قرار نیس خوابی به چشمام بیاد....هرچند ساعت 20:30 دقیقه کنار لپ تاپ خوابم برد و وقتی بیدار شدم دیدم ساعت شده 22:00، خسته بودم اما علتشو خودمم نمیدونم، چند روز قبل توی اتاقمون یه چای ساز داشتیم که یکی از دوستان هم اتاقیم آورده بودن، قوری چای ساز رو من شستم و گذاشتم روی میز اما نمیدونم چی شد که افتاد و شکست...آخرین باری  که چیزی رو من شکونده باشم اصلا یادم نمیاد شاید برای سالها پیش باشه...دیگه یه مدت مغازه های اطراف دانشگاه گشتم نتونستم مشابَشو پیدا کنم، امروز دیگه رفتم بازار و پیدا کردم شاید خستگی من بخاطر اون باشه که خوب مسیر طولانی بود و من قبل ناهار رفته بودم تا برگردم خوابگاه شد تقریبا سه و نیم بعدازظهر، دیگه اینکه یه کتری استیل و قوری چینی خریدم که دیگه چای ساز رو بیخیال بشم، آخه همین دوست گرامی که چای ساز مال ایشون بود اصلا خوابگاه نمیمونن فقط یک شب هستند و برمیگردن منزل (آخه متاهل هستن) بعد یه هم اتاقی گرام دیگه اصلا اهل چای نیستن، انواع جوشونده رو هر یکی دو روز درمیون توی ظرف مخصوص جوشنده برای خودشون دم میکنن، در واقع چای ساز انگار برای استفاده من بود که من دیگه بیخیالش شدم و به هم اتاقیم گفتم که جمش کن و هر موقع خودت اومدی استفاده کن...  خدا خیرش بده این سه ماه رو خیلی کارم راحت بود...منم که اهل خوردن چای بودم خیلی به کارم میومد که الان دیگه بیخیال شدم. خوب کتری و قوری هست دیگ.

امروز اصلا برام مفید نبود، بیشتر به کارای شخصی گذشت تا کارای علمی...هفته امتحانات نزدیکه و من باید برم سراغ درسا اما نمیدونم چرا حسش در من ایجاد نمیشه....

کم کم برم سراغ جمع کردن وسایل و خاموش کردن لپ تاپ و ....بخوابم بهتره...حداقل فردا زودتر بیدار میشم.

/ 2 نظر / 21 بازدید
لیلا

قوری و کتری جدید مبارک..کارای شخصی هم کار مفیدن ،باید انجام شن ..