دلتنگ....

آنگاه که در فراق و فقدان چیزی یا کسی هستی، درد می کشی و رنج می بری. اما هر گاه داشته هایت از خواسته هایت فزونی یابد یا در انبوه خواسته های تمام ناشدنی غوطه ور شوی رنجور می شوی و به تکرار و روزمرگی می رسی، اما هرگاه حرفهایی برای نگفتن داشته باشی تنها می شوی؛ تنهایی که آغاز بودن و شدن خواهد شد.

می توان دلتنگ بود و تنها، اما نمی توان هم اسیر تکرار و روزمرگی بود و هم دلتنگ. اما آن تنهایی و دلتنگی که در روزمرگی عارض شود فریبی است فرساینده، پس در تازگی خورشید غسلی تازه کن، تنها باش اما رها، رها از دلتنگی های پوچ.×

 

×پ.ن: اندیشه های یک ذهن پرسشگر و البته سبز

/ 5 نظر / 10 بازدید
【ツ】

فـصـل عـوض مـی شـود جـای آلـو را خـرمـالـو مـی گـیـرد جـای دلـتـنـگـی را دلـتـنـگـی ...

صبا

چقدر نوشته تون رو دوست داشتم و حسش میکردم.[گل][گل]

بهنام

سلام دوست عزیز بابت این مطلب زیبا و قشنگتون ممنون.کارتون عالیه. موفق و پیروز باشین[گل][گل][گل]

م

سلام عالی بود [پلک]